تبليغاتX
دست نوشته های یک پزشک سياوش كاويان

دست نوشته های یک پزشک سياوش كاويان

کاریکلماتور

 

 

خیلی ها برایم آرزو کرده اند که(سالی سبز) داشته باشم ولی خودم ترجیح میدهم

( شالی سبز ) داشته باشم!

 

مفت خور عجیبی بود عاقبت مشاور شد!

 

مشکل دیوانه ها اینه که فکر میکنن عاقل اند و مشکل عاقلان اینه که نمیدا نند

 دیوانه‏اند.

 

قرص خواب خوب به قرصی میگن که وقتی میخوری تا صبح نمیخوابی.

 

قلم برای این خوبه که لای انگشتان نویسنده بگذاری و آنقدر فشار بدی که چشمهاش

در بیاد.

 

بجای اینکه توی گلدان گل بکاری ته سیگارت را بنداز توش!

 

لطفا توقف نفرمائید یعنی خواهش میکنم ماشینتون را همینجا پارک کنید.

 

حرام ترین لقمه ، لقمه واسطه گری است.

 

مهندس ناظر به کسی میگن که دستش توی جیب پیمانکاره و منت اش سر کار فرما.

 

به آدمی با شهامت میگن که اگه دید بالا دستی اش اشتباه میکنه خفقان مرگ بگیره.

 

انگور ، آدم را یاد دو چیز میندازه که هیچ کدامشون خوشا یند نیست!!

 

مهندس برق بود ولی برق چشمهاش بیشتر آدم را میگرفت!!!!

 

وقتی بلند میکرد، میرفت تا بالای سرش . وزنه بردار بود.

 

رئیس خوب به کسی میگن که وقتی رئیس شد یادش بره که خودش هم یه روز کارمند

بوده.

 

کارمند بلند مرتبه به کسی میگن که توی طبقات بالای وزارتخانه کار میکنه.

 

همه فکرش این بود که بندازه توی سوراخ ، گلف بازی میکرد!!

 

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم فروردین 1387ساعت 3:10  توسط سیاوش   | 

کا ریکلماتور

مقامات عالیرتبه معمولا کسانی هستند که در مدرسه رتبه پائینی داشته اند.

سازی که وسط نواختن کوکش در بره مثل آدمی میمونه که در جمع تلنگش در بره.

مشاوران به بیکاره هائی میگن که حقوق های کلان میگیرن.

کارمند دون پایه یعنی کارمند خاک تو سر.

آدم بی استخوان به کسی میگن که همه بدنش عضله باشه.

نردبان ترقی به دستمال های ابریشمی بافت یزد میگن.

مهندس راه بود صبح تا شب راه میرفت.

تخم مرغ د زد عاقبت رئیس کمیسیو ن معاملات یه اداره یا موسسه میشه.

آنهائی که سر برج حقوق میگیرن خیلی دردشو ن میاد.

حلال زاده به کسی میگن که اگه با باش دله دزد بوده خودش دزد سر گردنه بشه.

کشک برای سائیدن خوبه و دستمال برای مالیدن.

تیم ملی یعنی تیمی که اول باید پول بهشون بدی که خوب بازی کنن و بعد ازشون بگیری چون بد بازی کردن.

هلوی پوست کنده فقط کنار دریا پیدا میشه اونهم دریاهای خارجستان.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم آبان 1386ساعت 14:14  توسط سیاوش   | 

کاریکالیماتور

...........................

بعضی وقت ها ادم از خودش بد ش میاد و بیشتر اوقات از دیگران

..............

رسانه های گروهی یعنی رادیو وتلویزیون ها ومجلات وروزنامه هائی که همه با هم دروغ میگن یا مینویسن

.............

اگه مشت نشونه خرواره اینکه میگن  مشت در کونی  نشونه چیه

............

چرا میگن از ترس شلوارش را خیس کرد در حالیکه اول زیر شلواری خیس میشه

............

باعینک دودی فقط میتونی دود را ببینی

............

وقتی عروس گفت بله  داماد گفت  نخیر

............

ادم ثروتمند مال داره وادم ریقو اسهال

.............

کشتی گیر ها اغلب گوششون میشکنه وحقوق بگیر ها کمرشون

.............

بزرگترین سیاستمدار جهان کسی ست که یک کلمه حرف راست توی عمرش نزده

.............

اش دهن سوز فقط به درد سوختن دهن میخوره

.............

بعضی چیز ها را هر چقدر نمک بزنی باز هم می گندن

.............

سواد درست وحسابی نداشت  سران دول  را یه جور دیگه میخوند

..............

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم شهریور 1386ساعت 16:55  توسط سیاوش   | 

کاریکالیماتور 3

.....................

تاریخ به درد این میخوره که بخونی ولی باور نکنی

..............

خاصیت خوبه ادم داشته باشه ولی بو را چه عرض کنم

..............

اب فقط به درد این میخوره که بگذاریش زیر کاه

.............

همه از بوی بد وادم بد فرار میکنن

..............

نا مرد به کسی میگن که مردی اش اشکال داره

.............

کنجکاو به کسی میگن که محترمانه فضولی میکنه

..............

دندانش را کشید ببینه وزنش چقدره

.............

عقربه ساعت را نگه داشت تا زمان را متوقف کنه

..............

ادم تا خودش تمام نکنه حرص وازش تموم نمیشه

.............

زنی که از موش نترسه از شوهرش هم نمیترسه

.............

مردی که توی خونه خیلی مرده معمولا بیرون خونه نامرده

.............

اندک اندک جمع گردد وانگهی وارث خورد ویه لیوان اب خنک هم روش

.............

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم شهریور 1386ساعت 22:55  توسط سیاوش   | 

کاریکلماتور 4

......................

دامدار ها گاو را میدوشند و بانکدار هامردم فقیر و بیچاره

............

ادم ساده به درد این میخوره که سرش کلاه بگذاری

...........

دستگاه تنفس مصنوعی برای این خوبه که به جای مرده نفس بکشه

...........

استاد به کسی میگن که کمتر از شاگردش میفهمه

............

منتظر دیدار حضرتعالی هستم  یعنی میخوام صد سال سیاه نبینمت

...........

بهترین ادم اونیه که وقتی سلامش میکنی بزنه توی گوش ات

..........

توی جنگل که حیوانات برای هم لطیفه تعریف میکنن گاو یه ساعت بعد میخنده

..........

هیچ خوردنی لذت بخش تر از خوردن مال مردم نیست

............

بزرگترین نعمت را خدا به کسانی ارزانی داشته که از موسیقی لذت میبرن

.............

مستراح را برای این ساختن که توش بنشینی و جدول حل کنی

............

پیر ها میفهمند جوانی چه نعمتیه اما جوان ها نمیدونن پیری چه نکبتیه

...........

همه خر ها خر نیستند همینطور که همه ادم ها ادم نیستند

...........

+ نوشته شده در  شنبه بیستم مرداد 1386ساعت 13:2  توسط سیاوش   | 

کاریکلماتور 2

.....................

می گفت زیر هر چی بزنی کیف داره مخصوصا زیر قرارداد

.............

خر برای نعل کردنه وفاکتور برای جعل کردن

.............

رئیس اداره ای موفق ست که کارمندانش کاه توی اخورش نمیکنن

............

شتری که در خونه همه میخوابه به درد صاحبش نمیخوره

............

دهنش بوی گند میداد یعنی سر و ته اروغ زده بود

............

در ادارات وموسسات کسی را رئیس امور قرارداد ها میگذارن که بهتر از همه قرار و مدار میگذاره

............

راستی اگه ادم ها نمیمردن دنیا چطور میشد

...........

ادم عاقل به کسی میگن که تا زنده هست مال دیگران را بخوره ومال خودش را بگذاره بعد مرگش دیگران بخورن

..........

فقرا از اینکه به دنیا اومدن غصه میخورن و ثروتمندان از اینکه باید از این دنیا برن

..........

وقتی بچه ها اسهال میگیرن والدینشون ناراحت میشن ومتخصصین اطفال خوشحال

............

اب دهن فقط به درد این میخوره که به بعضی چیز ها که در جامعه می بینی تف کنی

............

تحصیلات عالی یعنی تحصیلاتی که به درد عمه صاحبش میخوره                                                                                                                        

+ نوشته شده در  شنبه بیستم مرداد 1386ساعت 12:57  توسط سیاوش   | 

کاریکلماتور

..................

کسی که قدرت درک طنز نداره مثل ادمیه که یه عمر غذای بی نمک بخوره

................

فحش ابدار به فحشی میگن که توی حمام به ادم میدن

..................

کسی که لا لا ئی بلده  نه خودش خوابش میبره نه میگذاره دیگران بخوابند

..................

سماق برای مکیدن توی دهن خوبه و چماق برای کوبیدن توی فرق سر

.................

گفتند چرا ابغوره میگیری  گفت لیمو گیرم نیومد

..................

چوب فقط برای این خوبه که لای چرخ دیگران بگذاری

.................

شیری که اب توش نکرده باشند مثل نونی میمونه که خاک اره قاطی اش نباشه

...............

بد بختی کارمند ها اینه که باید منتظر باشن سی روز عمر شون بگذره تا یه روز حقوق بگیرن

..............

در انجمن ادبی  بی ادبی کرد

.............

شکسته بند به کسی میگن که به هر چی شکسته بند میکنه

.............

عکاس بود می گفت از صبح تا شب مجبورم  بندازم

............

خودش باد فتق داشت اما از صبح تا شب امور مردم را رتق و فتق میکرد

.............

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم مرداد 1386ساعت 1:16  توسط سیاوش   | 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم مرداد 1386ساعت 22:49  توسط سیاوش   | 

اندر چگونگی نوشتن کاریکلماتور

مادرم می گفت وقتی بچه بودم از پشت بام با سر افتادم کف حیاط البته او می گفت با مغز. حالا چطور زنده ماندم داستان جداگانه ای داره ولی از اون روز به بعد دری وری زیاد می گفتم و او که اغلب جلوی خودی و بیگانه از حرف های بی ربط من خجالت می کشید همیشه می گفت " بچه ام مغزش تکان خورده" بعضی وقتها هم اصطلاح مودبانه تری به کار می برد و می گفت "بچه ام گُه گیجه گرفته ببخشیدش" و وقتی مخاطبین می رفتند به من می گفت " کره خر صد دفعه بهت نگفتم جلوی چند تا بزرگتر گه زیادی نخور".

راستش خودم هم از این مشکل در عذاب بودم و هستم. گاهی به این فکر می افتم که مثل سندروس خان مغول حیله ای بیندیشم.آخه این جناب خان هم گویا مثل من دچار تکان مغزی شده بود و هر از گاهی بخصوص وقتی در جمع سخنرانی می کرد یا برای سفرای خارجی نطق و خطابه می خواند وسط حرفهای درست و حسابیش ناگهان جمله ای بی ربط و احیانا خارج از نزاکت ادا می کرد ولی با موافقت خود جناب سندروس خان قرار شد وزیر اعظم نخی به آن دو عضو آویزان او وصل کند و زیر تخت پادشاهی خان بنشیند و هر گاه خان از مسیر حرف منطقی منحرف گردید نخ را بکشد تا جناب خان به خود بیاید و لای حرف نامربوط را درز بگیرد و البته این شگرد موفقیت آمیزی بود.

 آن طور که مرحوم ابوالقاسم پاینده نقل کرده از آن به بعد خان حرف نامربوط  نزد و فقط گاهی در موقع سخنرانی احساس درد شدیدی در اسافل اعضای خود می کرد و بعد به سخنانش درست و حسابی ادامه می داد.

اما دریغ از تخت و تاج و هیهات از داشتن وزیر اعظمی که آن نخ را ببندد و به موقع آن را بکشد که در این روزگار وانفسا نه آن تاج و تخت خالی پیدا می شود و نه وزیری به این دلسوزی که سر نخ را در دست بگیرد و من چون به حال و احوال خودم واقف بودم بسیار مقاومت کردم تا به اینترنت دسترسی پیدا نکنم چرا که ندایی درونی و شیطانی همیشه به من می گفت "یه وب سایت برای خودت باز کن و اسمش را بگذارـ اندیشه های یک مغز تکان خورده ـ که هم نام مادرت را همیشه زنده نگه داری و هم خودت افکارت را جایی ثبت و ضبط کرده باشی"این مقاومت سالها ادامه داشت تا آنکه بالاخره شد آن چیزی که نباید بشود و دختر شیطانی که اتفاقا دختر خواهرم بود این وب سایت را برای من باز کرد و فلسفه اش هم این بود که اگر یک نفر از بین کسانی که به این وبلاگ مراجعه می کنند با خواندن یک سطر از این سطور تکانی بخورند، همچنانکه مغز تو تکان خورده،شاید برایت کافی باشد. من هم پذیرفتم و بدون تخت و نخ و وزیر اعظم، عنان مغز تکان خورده را رها کردم و چنین بود که این کاریکلماتورها بوجود آمد تا نظر مراجعین محترم به این وبلاگ چه باشد.

والسلام      

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم تیر 1386ساعت 8:29  توسط سیاوش   | 

خر وقتي ميخواد عرعر کنه خيلي زور ميزنه  اينه که هميشه عر و تيزش با هم ست

................

 

مار توي بيابانه ومارمولک توي خيابان 

.................

 

يک جوالدوز به خودت بزن ببين چقدر حال ميکني

..................

 

روزنامه ها را بگذاريد ديگران بخوانند

..................

 

ادم بعضي وقت ها به خريت خر ميخنده  وخر هميشه  به خريت ادم

..................

 

هرکه دعا بلده  سوراخ دعا را هم بلده

.................

 

عاقبت به خير به کسي ميگن که به محض به دنيا اومدن  بميره

...............

 

ادم بايد خيلي خر باشه  که  فکر کنه همه مردم خر ند

.............

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم تیر 1386ساعت 15:37  توسط سیاوش   |